کربلا....

بر گوشه جانم مرسد  اوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله


/ 13 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفرابی

سلام خدا قوت با پستی دیگر بروزم منتظر نظرات و حضورتان هستم[گل]

انا خادم علی اکبر

درد دوری: مدام گريه كرده ام و شعر خيس گفته ام از آن زمان كه رفته اي . بدون تو نشد كه زندگي كنم. رفته ام اما ، در خانه را وا گذاشتم و شعرهاي روي بند رخت را - به عمد - جا گذاشتم.

زهره

سلام وب خوبی دارید به وب منم سربزنیدودرصورت تمایل به تبادل لینک بهم خبربدیدتالینکتون کنم[گل]

انا خادم علی اکبر

یک اربعین برای شما گریه کرده ام با نام سید الشهدا گریه کرده ام تا گفت السلام و علی... گریه کرده ام آقا به سمت کرببلا گریه کرده ام با شعر محتشم به خدا گریه کرده ام هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود هر فصل اگر ز سوز عزایت خزان شود دریا اگر بسوزد و در آسمان شود یا این که کوه از غم زینب کمان شود حتی خرید معجر اگر رایگان شود یا شمر با سکینه تو مهربان شود هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود دیدم کسی که دست شما را گرفته بود انگشتر عقیق تو را بی حیا ربود آنجا حسین سفره احسان خود گشود ناگاه از کناره تل خواهری سرود الله اکبر از کرمش، سر کرم نمود هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود گرگی ز کوفه جسم شما را دریده است معجر ز روی زینب کبری کشیده است با خنجری به گودی مقتل رسیده است شکر خدا که راس شما را بریده است تا رد نعل تازه به سر، کس ندیده است هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود

مسیحای سبحان

سلام خوبین؟ میلاد امام موسی کاظم عـ مبارک با آخرین پست از سری برداشتی حسینی عـ از آیات سوره ی هود آپم و منتظر تشریف فرمایی و نظرات سازندتون... ممنون از حضورتون

حبل المتین

می گویند چرا گریه ؟ دین ما دین عقل است گریه کار کودکان است شناخت و علم است که به کار می آید...

انا خادم علی اکبر

امام علی:به چیزی که نگاه به آن جایز نیست خیره مشو .همانا زنا نمی کنی مادامی که چشمانت را از نگاه به نامحرم حفظ کنی.

مسیحای سبحان

سلام خوبین؟ ان شاءالله خوب باشین و سلامت با یه پست راجع به "آسیب شناسی پیام های تبریک حلول ماه ربیع الاول" آپم منتظرم بیایین و دیدگاه های خوبتونو بهم هدیه بدین ممنونم می کنین یا حق

انا خادم اکبر

چنين گفت شيرين كه اي مهتران جهان گشته و كــار ديـــــده سران سه چيز باشد زنان را بهي كــه باشند زيباي گاه مهي دگـر آنكــــه فـــرّخ پســـر زايــد او زشـــوي خجســـــته بيفــزايد او سه ديگر كه بالا و رويش بود بــه پوشيدگي نيز مُوَيش بود بدانگــه من جفـــت خسرو بُدَم به پوشيدگي در جهان نو بُدَم بگفـت اين بگشــــاد چادر ز روي همه روي ماه و همه پشت موي مـــرا از هنر مــــوي بُد در نهان كه او را نديدي كس اندر جهان نمودم همه پشت اين جادويي نــــه از تنبل و مكر و ز بدخويي نه كس سوي من پيش از اين ديده بود نه از مهتـــران نيــــــز شنيده بود سخن تهمينه همسر رستم: به گيتي ز خوبان مرا جفت نيست چون مــن زير چرخ كبود اندكيست كــــس از پرده بيرون نديدي مرا نه هرگز كسي آواز شنيدي مرا سخن منيژه: منيژه منم دخت افراسياب برهنـــــه نديده رخم آفتاب